اشعار غدیر خم
در غدير خم که نام برکه اي است
داد احمد (ص) را، خدا فرمان ايست
همرهان را خواند احمد با شعف
رفتگان باز آمدند از هر طرف
از جهاز اشتران کاروان
منبري برساختندش در ميان
گِرد آن پيغمبر والاتبار
اجتماعي شد فزون از صد هزار
ابتدا احمد به منبر پا نهاد
پس علی را در کنارش جاي داد
دست او بگرفت و کرد او را بلند
بر سر دستش، نبيّ (ص) ارجمند
گفت: هر کس را که من هستم وليّ
هست بعد از من وليِّش او علي (ع)
پيروي از جانشينِ من کنيد
قلب خويش از نورِ او روشن کنيد
گفت: يا رب دوستانش دوست دار
دشمنانش را همی دشمن شمار
بار الها، يار او را يار شو
هرکه خواهد خواريش، گو، خوار شو
چون به پایان گفتـه احمد رسید
این خطاب از جانب ایزد رسید
دینتان کامل شد و نعمت تمام
شد خدا راضی ازین دین و امام
-------------------------------------------
علی دلدار رب العالمین است
تمام عشق ختم المرسلین است
علی جنت مکان جنت نشین است
ره پاک علی ، حبل المتین است
وضوی بی ولایت آب بازیست
نماز بی ولایت بی نمازی است
عبادت نیست نوعی حقه بازی است
تمام آیه قرآن همین است
به قرآن حرف یزدان اینچنین است
به کوری دو چشم دشمنانش
پیام صاحب قرآن همین است
فقط حیدر امیر المومنین است
-------------------------------------------
غدیری ام سقیفه ای نیستم
غدیری ام سقیفه ای نیستم - در پی هر خلیفه ای نیستم
خورده گره بند دلم با علی(ع)
غیر علی(ع) با دگری نیستم
مست تولای خم حیدرم
غافل از او هیچ دمی نیستم
رهبر من پور ابی طالب است
پیرو هر بی پدری نیستم
لعن به روح پدر . . .
شکر خدا من . . . نیستم
-------------------------------------------
می روم افتان وخیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر
فاش می گویم که مولایم ، علی است
آفتاب صبح فردایم علی است
آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و گل ها وا شدند
عشق آمد قطره ها دریا شدند
از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی
-------------------------------------------
یکی بود و یکی بود و خدا بود
خدا بود و خدا بی انتها بود
خدا می خواست دین تنها نباشد
محمد در زمین تنها نباشد
علی را از بهشت آورد در خاک
به خاک تشنه، او چون چشمه پاک
چو آمد، کعبه شد گهواره او
روان شد آیه ها درباره او
علی با غصه و غم آشنا بود
علی با درد مردم آشنا بود
برای بی پناهان آشیان ساخت
برای بی نوایان سفره انداخت
جدا از او مکن مارا، خدایا
در این دنیا و آن دنیا، خدایا
در اینجا از بدی ها درومان کن
در آنجا با علی محشورمان کن